t.me/Tomarket_ai_bot/app?startapp=0000N4Kt

ماجرای فتح قندهار توسط قوم‌ بزرگ بختیاری(نگارنده :محمود بختیاری جامی_مدت زمان مطالعه پنج دقیقه)

ماجراهای فتح قندهار ، قیام علیمرادخان بختیاری و شکست های پیاپی نادرشاه افشار از ایل بختیاری

بعد از اینکه نادر افشار بر اریکه تخت شاهی ایران رسید یکی از قدرت مند ترین اقوام ایران بختیاری ها بودند که در برابر هیچ شاهی از ایران سر فرود نمی آوردند انسجام قومی قوی و برخورداری از نیروهای جنگی شجاع ؛ موقعت جغرافیائی ممتاز نادر شاه را وا داشت که توجه ویژه ای به این قوم جلیل داشته باشد اول نزدیک به چهار هزار نفر از مردان جنگجوی بختیاری را وارد قشون خود کرد تا در لشکر کشیهای خود از آنها استفاده کند و در بختياری نمانند که برای وی درد سر ساز نباشند نادر شاه آهنگ فتح قندهار کرده بود که افغانها درهای شهر را به روی سپاه او بستند نادر شاه نتوانست وارد شهر شود آورده اند که مدت زیادی طول کشید ؛ نادر شاه دستور داد در حوالی قندهار لشکر گاه ساختند که در حال حاظر بنام شهر نادر آباد در کشور افغانستان است . گویند محاصره قندهار تا 18 ماه طول کشید بختیاریهای سپاه نادر از سستی لشکر نادر شاه به تنگ آمده خود جمع شده به مشورت پرداختند و هم قسم شدند که هر طوری شده باید دروازه های قندهار را بگشایند طبق برنامه های جنگی خود بختیاریها وارد قندهار شدند و دروازه های شهر را گشودند از سر و صداها نادر از خواب بیدار شد پرسید چه شده گفتند که بختیاریها قندهار را فتح کردند نادر شاه ازاینکه نیروهای خودش اول نتوانسته بودند وارد شهر شوند و بختیاریها این کار را کردند خود را تحقیر شده می دید اول بر بختیاریها غضب کرد که با پادرمیانی وزیر او و خواندن بیت شعری به این معنی که فتح را بختیاری نکرد بلکه قدرت و شوکت نادری کرد نادر شاه از سر تقسیر بختیاریها که بدون اجازه وی شهر را فتح کردند گذشت . اما پس از این فتح تعداد زیادی از بختیاریها در افغانستان ماندن که دلیل ماندن آنها نا مشخص است و دو احتمال دارد یکی به دلخواه ماندند که با توجه به خصوصیات اخلاقی و وطن پرستی و فامیل دوستی و طایفه گری بختیاریها دلخواه ماندن آنها بعید بنظر می رسد و احتمال دوم نادر شاه به اجبار از ترس قدرت آنها با دسیسه آنها را در افغانستان ساکن کرد . در حال حاظر تعداد زیادی از آنها با فامیلی بختیاری در افغانستان زندگی میکنند و جزء قوم هزاره ها قرار دارند. ×××××× در سال 1142هج 1729 – 1730 نادر شاه به حاکم بختیاری دستور داد تا حدود 200 خانوار بختیاری بانفوذ را به اصفهان کوچ دهد لذا بختیاریها زیر بار نرفتند و نادر شاه به تلافی تعداد هزار بختیاری را که در سپاه وی بودند اسب و تفنگشان را گرفت و روسای آنها را به جام در خراسان تبعید کرد و بجای 200 خانوار 400 خانوار را بجای تبعید در اصفهان به جام خراسان فرستاد. در سال 1145 هج 1732 – 1733 م نادر شاه احمد خان بختیاری را که از ملتزمین رکاب وی بود در جنگ هرات به حکومت بختیاری منسوب کرد احمدخان یکی از روسای یاغی بختیاری را گرفت و کشت این امر سبب شد تا بستگان وی به احمدخان هجوم بردند و اورا به قتل رساندند و به سمت گرمسیر ( خوزستان ) کوچ کردند نادر شاه جهت تنبیه آنها قشون فرستاد و پس از چندین روزی درگیری بختیاریها شکست خوردند و نادر نزدیک به 3000 هزار خانوار که بیشترشان هفت لنگ بودند به نواحی خراسان تبعید کرد اما در سال 1147 هج 1734 – 1735 بختیاریهای تبعید شده از رنج دوری سر به شورش در آورده و راهی بختیاری شدند . نادر شاه قشونی به فرماندهی بابا خان چاپشلو بیگلر بیگی لرستان به دفع آنها فرستاد پس از زد خوردی شدید بسیاری کشته و بقیه دستگیر و نادر دستور داد تا آنها به جام نزد دیگر بختیاریها فرستاده شوند . لشکر کشیهای نادر به بختیاری و تبعید دائم بختیاریها مخصوصا خانواده های سر شناس مردم این قوم را به ستوه آورده بود و بختیاریها مرتب بدنبال فرصت می گشتند تا عقده خود را از ظلم و جور نادر خالی کنند در سال 1148 هج 1735 – 1736 م فردی بنام علی مراد یا علی مرادی که احتمال می دهند از طایفه زلکی چهارلنگ بوده علم طغیان بر افراشته و طوایف زیادی به گرد او جمع شدند . نادر شاه سپاهی گران به دفع وی فرستاد اما پس از چندین مرحله درگیری سپاه نادر هر بار با شکست مواجه می گردید . پس از اینکه تمام حاکمان منسوبی نادر در اطراف بختیاری نتوانستند بر علی مراد و اطرافیانش فائق آیند خود نادر آهنگ بختیاری کرد در مرحله اول گروهی از نیروهای افغان و اکراد را به جنگ بختیاریها فرستاد که با شکست مجدد سپاه نادر توام شد خشم نادر با یورش همه جانبه به بختیاریها سبب شد تا تعداد زیادی از بختیاریها کشته و یا به اسارت نادر در آیند علی مراد با خانواده و تعداد اندکی نیرو به رشته کوه کور کنس ( کور ناس ) پناه برد سپاه نادر محل وی را یافتند پس از زد خورد اندکی او را گرفته و نزد نادر بردند نادر شاه دستور داد تا دست و پای اورا بریدند و هرد دو چشمش را از حدقه در آوردند و بختیاریهای اسیر را با وساطت فرماندهان بختیاری در سپاه نادر مورد عفو و به جام خراسان تبعید کد.بیشتر بختیاریهای تبعید شده در نواحی خراسان ازجمله نوخندان در گز ـ جام – گناباد – و…. می باشند و در دیگر استانها مانند سمنان – یزد – کرمان – زنجان – قم – تهران – فارس و ….تعداد زیادی بختیاری به اجبار ساکن شده اند

فتح قندهار توسط بختیاری ها(نگارنده : محمود بختیاری جامی)

ماجراي علی صالح خان بختیاری، سردار سپاه نادرشاه، فاتح قندهار

ماجرای پیوستن بختیاری ها به نادرشاه و فتح قندهار در سال 1150 ه.ق. به تفصیل در منابع تاریخ ایران و تاریخ بختیاری آمده است. به روایت تاریخ عالم آرا و تاریخ جهانگشای نادری، بختیاری ها در سال 1150ه.ق. در فتح قندهار نقش اساسی داشتند»1 ایل بختیاری در دوره صفویه روابط دیرینه ای با حکام صفویه داشتند و در زمان حمله افغانها به ایران نیز مقاومت سرسختانه ای در مقابل آنان داشتند اما به دلیل فقدان انسجام در سپاه ایران و ضعف دربار صفوی منجر به شکست گردید. پس از انقراض سلسله صفویه و ظهور نادرشاه افشار، ابتدا در میان برخی طوایف بختیاری شورش هایی در حمایت از صفویه پدید می آید. در یکی از این طغیانها احمدخان فرزند قاسم خان بختیاری که ظاهرا توسط نادرشاه به حکومت بختیاری منصوب شده بود. به دست جمعی از بختیاریان به قتل می رسد(1144ه.ق)

بنابر تاریخ عالم آرای نادری، نادرشاه پس از این واقعه دستور می دهد سی نفر از بزرگان بختیاری از جمله «کاید علی صالح» و دیگر ریش سفیدان بختیاری را که ظاهرا در این غائله دست داشتند دستگیر کنند سپس با اطلاع از روحیه سلحشوری و جنگجویی ایل بختیاری، عده ای را روانه سرزمین بختیاری می کند تا ده دوازده هزار نفر نیرو برای خدمت در سپاه آماده کنند اما طوایف هفت لنگ اعتنایی نکردند. وقتی نادرشاه از این واقعه و نافرمانی بختیاری ها مطلع می شود سخت برآشفته می شود و کاید علی صالح را که دربند خود داشت به حضور طلبید واز وی ماجرای بختیاری ها را سوال می کند. کاید علی صالح به نادرشاه گفت: جماعت بختیاری تابع بزرگان خود هستند و چون در حال حاضر من و دیگر ریش سفیدان بختیاری در حبس به سر می بریم بختیاری ها اطاعت نمی کنند و نادرشاه را راضی می کند تا وی و چند نفر دیگر از کدخایان بختیاری میان آنها رفته و چندین هزار نفر برای خدمت در سپاه آماده کنند.

پس از پانزده روز کاید علی صالح هفت هزار نفر از افراد طوایف مختلف بختیاری را جمع آوری نمود و به سپاه نادر آورد. نادر به پاس این اقدام ، کاید علی صالح و تعدادی دیگر از سران بختیاری را که خدمات شایسته ای انجام داده بودند مورد تشویق قرار می دهد. به استناد تاریخ عالم آرای نادری بختیاری ها در جنگ با عثمانی در سال 1148ه.ق، نیز به فرماندهی علی صالح خان بختیاری حضور داشتند و به دلیل شکست سپاه عثمانی و قتل فرمانده آنان مورد تشویق نادرشاه قرار گرفتند.»1 در جنگ های بعد به تدریج برخی از سران بختیاری از جمله علی صالح خان با ابراز لیاقت مورد توجه شاه ایران قرار می گیرند.

فتح قندهار به فرماندهی علی صالح خان بختیاری

در جنگ سرنوشت ساز نادرشاه با افغانها چندین هزار نفر از سواران بختیاری به فرماندهی علی صالح خان حضور داشتند. تاریخ نویسان از فتح قندهار به عنوان واقعه مهمی در تاریخ ایران یاد می کنند که باعث شکست نهایی مهاجمان گردید. هنگامی که نادرشاه به قندهار لشگر کشی می کند، به دلیل استحکام قلعه قندهار و مقاومت شدید افغانها نمی تواند قلعه را تصرف نماید، بنابر این به محاصره آن می پردازد که حدود 15 ماه به طول می انجامد. سرانجام بختیاری ها که از طولانی شدن جنگ خسته شده بودند، شبانه بدون اطلاع نادر اجتماع می کنند و هم پیمان می شوند که قلعه قندهار را فتح نمایند و طبق یک رسم قدیمی ایلی، سگی را کشته و دفن می کنند به این معنا که اگر کسی پشت به جنگ کند، قبر این سگ به منزله اموات او خواهد بود.3 صبح روز بعد متفقاً به قلعه حمله می برند و با رشادت و دلیری کم نظیر خود آن را فتح می کنند. (سال 1150 ه.ق) در تاریخ آمده است که نادرشاه ابتدا از این اقدام بختیاری ها که بدون اطلاع وی انجام گرفته بود ناراحت شد: «اما منشی وی میرزا مهدی خان با ساختن این دو بیت دلتنگی نادر را از بین برد:

تو مپندار که بختیاری کرد حق مدد کرد و بخت یاری کرد

شـاه ایـران و نـادر دوران خاک بر فرق قندهاری کرد»4

به روایت تاریخ جهانگشای نادری چهار هزار نفر از دلیران بختیاری به برج های قلعه حمله برده و آنها را تصرف کردند و بیرق پیروزی را در آنجا برافراشتند.5

مؤلف کتاب فارسنامه نیز جریان فتح قندهار را این گونه نوشته است: در سال 1149 ه.ق نادرشاه افشار با قشون از پیاده و سوار عزیمت فتح قندهار نمود و در جانب شرقی قندهار موکب شاهی فرود آمد... بعد از ملاحظه معلوم داشت که استحکام قلعه و شهر قندهار به نوعی است که فتح آن به زودی ممکن نیست امر کرد نادر اطراف شهر چندین برج بپا داشته و راه آمد و شد شهر را مسدود نمودند آنگاه شهری در برابر قندهار بنیاد نمودند و بازار و مساجد و سایر ابنیه شهری درآنجا بساختند واندک زمانی شهر عظیم شد و آن را موسوم به نادر آباد نمود چون زمان محاصره به طول انجامید باعث انزجار خاطر شهریاری شده به خیال یورش افتاد درشب بیست و دوم ماه دیقعده سال 1150 هق جماعتی بختیاری افاغنه ابدالی و اکراد خراسان را مأموربه یورش فرمود ایشان متفقاٌ به شهر حمله بردند اما از ایشان کاری پیش نرفت دویست نفرشان کشته شد و مابقی به نادرآباد مراجعت کردند. عید نوروز یونت ئیل درسلخ ماه ذیقعده اتفاق افتاد و شاهنشاه ایران به یکباره ازفتح قندهار مأیوس شد. آن چهارهزار نفر بختیاری که در اردوی نادری بودند از واقع باخبر شده فتح قندهار را وجهه همت خود ساختند، در روز دوم ذیحجه به صورت واحد به شهر قندهار حمله برده و بعد از جزئی زد وخورد قلعه قندهار را مسخر نمودند.6

«در کتاب تاریخ ایران نوشته حسن پیرنیا آمده است: بختیاری های همراه نادر یکی از برج های شهر را به حمله گرفتند و قندهار در 23 ذی الحجه 1150 از پا درآمد»7. همچنین در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه ذکر گردید: «محاصره قندهار 15 ماه طول کشید (‌شوال سال 1149ـ دی الحجه سال 1150) و سرانجام به همت مردان دلاور بختیاری یکی از برج های مهم به نام د ده سقوط کرد و به دنبال آن همه شهر به تصرف قوای ایران در آمد.»8

اوژن بختیاری می نویسد: علی صالح خان و بختیاری ها در حمله نادرشاه به هند نیز شرکت داشتند و در آنجا نیز با رشادت و دلیری نبرد کردند و اسماعیل خان برادر علی صالح خان به همراه جمعی از بختیاری ها در هند ماندگار شد و هنوز هم نوادگان آنها در پیشاور اقامت دارند و از خانواده های مهم آن دیار هستند که به بختیاری معروف می باشند.9 درمنابع تاریخی همچنین از رشادت های «ملاآدینه مستوفی بختیاری(بهداروند)» که در جریان فتح قندهار بیرق دار سپاه بود، یاد شده است. نادرشاه به پاس رشادت های بختیاری ها در کسب این پیروزی ارزشمند که در تاریخ ایران ماندگار شد، هدایای فراوانی به آنها اعطاءکرد و مناطقی را در نقاط مختلف کشور از جمله منطقه «پشتکوه بختیاری» را به علی صالح خان اعطاء نمود. همچنین طی فرمانی وی را رتبه خانی و سرداری سپاه داده و بعنوان رئیس ایل هفت لنگ بختیاری معرفی می کند.10

در کتاب «بختیاری در آیینه تاریخ» نوشته پروفسور گارثویت، آمده است: «علی صالح خان در رکاب نادر در جنگ قندهار شرکت داشت و رشادت های زاید الوصفی از خود نشان داد، نادر سه رقم به نام علی صالح خان در ماه جمادی الاول 1159 ه ق. (برابر با می و جون 1746 م) صادر کرد در این فرامین و احکام دوره افشاریه نشان می دهد که علی صالح خان فرماندهی سواره نظام بختیاری را داشت و همچنین کوه مالی بختیاری و املاکی در خراسان نیز در تیول او قرار گرفته بود... پروفسور گارثویت که تحقیقات گسترده ای در تاریخ بختیاری داشته است در جای دیگر می نویسد: «در قرن هجدهم نادرشاه، علی صالح خان از طایفه «زراسوند» را به لقب سرداری مفتخر کرد... علی صالح خان برای اولین بار عنوان خان و سردار را به خود اختصاص داد.»11

در همان منبع ذکر شده است: علی صالح خان، در سال 1163 هق /1750م وفات یافت»12 و در سرپیر دشتک در جوار «امامزاده خاتون حلب» به خاک سپرده شد. منطقه دشتک علاوه بر اینکه در تیول وی بود، جایگاه اصلی علی صالح خان بختیاری نیز به شمار می رفت و سرانجام وی در این منطقه وفات یافت و برخی نوادگان وی (شاخه ای از خوانین بختیاری) نیز در دشتک سکونت یافتند. سنگ قبر تاریخی علی صالح خان تا چندین دهه قبل در کنار امامزاده خاتون حلب سرپیر وجود داشت اما در هنگام بازسازی احتمالا درون دیواره ها یا زیر بنا قرار داده شده است.

پس از نادرشاه جانشینان وی نیز از جمله شاهرخ میرزا فرمان هایی به علی صالح خان صادر کردند(1163 هق.) و آزادخان از سرداران نادرشاه نیز در فرمانی خطاب به ابدال خان آورده است: «حکومت پشتکوه به نحوی که سابق با مرحمت پناه والد عالیجاه مشارالیه بوده سرافراز و بین الاماتل ممتاز فرموده مواجبی که در ایام خاقان رضوان مکان در وجه محال مزبور مقرر بوده در وجه عالیجاه مشار الیه بر قرار نمودیم» و از وی تحت عنوان «امیر بختیاری و ضابط چهارمحال» نام می برد13 بعد از دوره افشاریه، نیز اسنادی از دوره زندیه در منابع تاریخی موجود است. که نشان می دهد کریم خان زند و جانشینان وی فرمان هایی خطاب به علی صالح خان و فرزندش ابدال خان صادر کردند. همچنین جانشین وی صادق خان زند نیز در فرمانی تصریح کرده است «برات و حواله محال پشتکوه به حبیب اله خان داده شود همانگونه که سابق به پدر وی(ابدال خان) داده شد.»14. این اسناد بیانگر انتقال منطقه پشتکوه(منطقه دشتک) به ترتیب از علی صالح خان به فرزندان و نوادگان وی و اهمیت این منطقه برای خوانین و حاکمان بختیاری بوده است.

متن یکی از فرمان های نادرشاه به علی صالح خان بختیاری15

«فرمانی است از نادرشاه به علی صالح بیگ خان دربارة عنوان ریش سفید بختیاری بتاریخ جمادی الاولی 1159ه.ق برابر با جون1746میلادی. مهر نادرشاه که در سر لوح فرمان است:

شیر و خورشید

الملـک لِلّـه

اعوذ بالله بعالی شآنه فرمان همایون شد

آن که از آنجا که پیوسته همت صافی طوبت القدس مصروف باستحکام بنیان و اوتاد قوی بنیاد سلطنت و شهریاری و انتظام مهام عظمت و بختیاری بوده و می باشد. هر جمعی از اخلاص کیشان صادق الولا و بندگان عقیدت انتما را که در شاهراه دین و دولت بختیاری نموده سالک طریق خدمتگذاری میدان جان نثاری باشد تارک اعتبارش را بر اقران وامثال رتبه رجحان و برتری ارزیابی فرمائیم. به مصداق این مقال صورت احوال عمدة الاعاظم والقبایل زبدة العشائر والاماتل علی صالح بیگ ریش سفید طایفة بختیاری هفت لنگ است که از بدو طلوع نیّر فیروز این دولت قاهره و هنگام بنای پا بر جای این سلطنت باهره الی حال سایه مثال ملتزم رکاب نصرت ایات اقدس و در نشیب و فراز حسن خدمات این دربار سپهر مقدار مقدس لازمة اخلاص و عقیدت او معلوم رای انور و مبنی مراعات او منظور نظر خیرت گستر بوده و می باشد لهذا از ابتدا نه ماهه سال با رس ئیل موازی سه هزار و هشصد نادری بر مقرری سابق بدین موجب افزوده قامت قابلیتش را به خلعت سرداری غازیان[سپاهیان] و ملازمان مآمورین کوهمالی بختیاری سرافراز فرمودیم که چنانچه باید و شاید و از جوهر فرزانگی او آید

خمس الف و ستمایه روپیه اصل موجب سابق... موازی دو هزار نادری اضافه از ابتدا نه ماهه از سرکار دیوان موازی سه هزار و ششصد نادری بلوازم و مراسم امر مزبور قیام و اقدام نموده حسن خدمت خود را در هر باب بر راُی جهان آرا جلوه گر سازد غازیان و ملازمان دیوانی و سرکردگان و سایر مامورین کوهمالی، مشارالیه را سردار و صاحب اختیار کل دانسته در هر باب اوامر و نواهی او را مطیع و منقاد باشند و مستوفیان عظام و لشکر نویسان کرام شرح رقم را ثبت و قدغن دارند و در عهده شناسند. تحریراً فی12 شهر جمیدی الاولی سنه 1159»

رضابهرامی دشتکی ـ 1392

پی نوشت ها:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، تهران، نشر علم، 1369 صص: 235 و 234 و 244 و 397 و 545 ومیرزامحمد استرآبادی، پیشین، صص328 و329 2ـ همان، صص 234 ال 245

3ـ سردار اسعد بختیاری، تاریخ بختیاری، تهران، اساطیر، چاپ دوم، 1383 ، صص 158 و 157

4ـ اوژن بختیاری، ابوالفتح، تاریخ بختیاری، تهران، بی نا، 1335، صص 20 الی 22

5ـ میرزامحمدمهدی استرآبادی ، تاریخ جهانگشای نادری، تهران، نگار، 1370 ، صص328 و329

6ـ میرزاحسن حسینی فسائی، فارسنامه ناصری،به تصحیح دکتر منصور رستگار فسائی، جلد اول، تهران، امیرکبیر 1382 ص542 و سرهنگ اوژن بختیاری، تاریخ بختیاری، تهران، بینا، 1335،صص 23

7ـ حسن پیرنیا ، تاریخ ایران، چاپ اول، تهران، نگارستان کتاب، تهران، 1384، ص677

8ـ رضا شعبانی، تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران در دوره های افشاریه و زندیه، چاپ سوم، تهران ، انتشارات سمت 1380 ص 40

9ـ اوژن بختیاری، پیشین، ص 24

10ـ جن راف. گارثویت، بختیاری در آیینه تاریخ،، ترجمه مهراب امیری، چاپ اول، تهران، آنزان، 1375، صص 69 و 73

11ـ همان ، ص 47.

12ـ همان، ص 270

13ـ مهراب امیری، حکومتگران بختیاری، تهران انتشارات آنزان و پازی تیگر، چاپ اول، 1358، صص 444 ـ 445

14ـ همان ، ص 453

15ـ تاریخ بختیاری سردار اسعد،تهران، اساطیر، چاپ دوم، 1383، صص 158 و 157 و: مهراب امیری ، حکومتگران بختیاری ، تهران انتشارات آنزان و پازی تیگر، چاپ اول، 1358 ص

سر گذشت بختیاری های تربت جام(نگارنده : محمود بختیاری جامی)

بختیاری‌ها:

در زمان حکومت نادر شاه افشار قریب به صدهزار خانواده از ایل بختیاری که بر علیه حکومت نادر قیام کرده بودند به شهرستان تربت جام تبعید شدند. اوج ورود بختیاری‌ها به منطقه‌ی جام در زمان علی مردان خان بختیاری بود. حتی در مرحله‌ای از تاریخ بختیاری‌ها توانستند ترکیب جمعیتی منطقه‌ی جام را به نفع خود تغییر دهند. لیکن پس از مرگ نادر اکثریت قریب به اتفاق این گروه به موطن اصلی خود برگشتند.

بختیاری‌ها در طول تارخ به گروه‌های متعددی تقسیم شدند اما همگی آنها خود را تحت عنوان غول‌ها از سایر گروه‌ها و دستجات باز می‌شناسیم. البته بایستی توجه داشت که برخی از بزرگان این گروه خود را اصالتا از اقوام بومی این منطقه می‌دانند و طبق روایت‌های شفاهی عنوان شده توسط این گروه به این نکته می‌رسیم که در اوایل ورود شیخ به تربت جام که هنوز بسیاری از افراد از قرابت و نزدیکی شیخ به منابع عرفانی اطلاع چندانی نداشته اند، یکی از بزرگان طایفه‌ی بختیاری که در روستای بزد ساکن بوده‌اند، با شیخ دچار نزاع شده و حتی به شیخ تعرض نموده و او را زخمی می‌نماید پس از این حرکت با توجه به تنومندی وی، شیخ او را غول خطاب می‌نماید. نهایتا نزاع با درایت شیخ و مشاهده‌ی کرامات شیخ به پایان رسیده و فرد متخاصم به اشتباه خود پی می برد. به همین دلیل طایفه‌ی مربوطه پس از ان این لغب را برای همیشه برای خود حفظ می‌نمایند

سر گذشت بختیاری های تربت جام(نگارنده :محمود بختیاری جامی)

تاریخ بختیاری

سکنا گزینی ودوران شکوفایی (۷۰۰۰سال قبل از ظهور حضرت مسیح (ع)تا۷۰۰سال بعد از میلاد

آب وهوای مناطق مرکزی کوههای بختیاری زاگرس حکایت از آن دارد که شغل عشایر یکجانشین در این مناطق زراعت بوده است.مردمان نواحی زاگرس را بیشتر ایلات کوه نشین کرد ولر بختیاری وقشقایی تشکیل می دهند.

در اواخر سالهای۳۰۰۰قبل از میلاد مسیح (ع)گوتی ها از کوهستانهافرود آمدند ودر سرزمینهای پست بین النهرین سکنا گزیدند وپس از چندی به فتح بابل دست یافتند ولولوبی ها(لر)را دراین زمین از همسایگان گوتی ها می دانند وهر دوطایفه نژاد هند واروپایی داشتند گویند ۱۰درصد از سواران ارتش خشایارشاه افراد ایلی بودند.

طی سالهای ۹۴۹-۹۸۳فرمانروای وقت عین الدوله که از سلاطین آل بویه بود تشکیلات محلی طوایف بختیاری رامتحد الشکل ساخت وتقسیمات جدیدی را در این نواحی ومراتع ایجاد کرد.وبتدریج در زمان اتابکان (۱۱۵۵-۱۴۲۳)عشایر صاحب قدرت شدند.

با شروع قرن سیزدهم میلادی طوایف جدیدی از لرها به نام هزار اسب از لرستان بزرگ هجوم آوردند.که در بین ایشان دوقبیله عربی الاصل به نامهای عقیلی وهاشمی وهمچنین ۲۸قبیله دیگراز جمله بختیاری (مختاری)جوانکی وگتوند وجاکی ولیراوی وممسنی وغیره وجود داشت .سرزمینهای لرستان بزرگ در عهد اتابکان از شکوفایی ویژه ای برخوردار بود پایتخت ومرکز تجارت لرها در لرستان بزرگ شهر ایذه (مال امیر )بود.

دردوران سلطنت شاه طهماسب حدود سال ۵۲۹میلادی طبق نظر (نظر تربکو)بختیاریها به دو بخش چهارلنگ وهفت لنگ تقسیم شدند.یکی از دلایل این تقسیم اختلاف مقدار مالیات برای طایفه های مختلف بود.چون عشایر مالیات خود را به صورت اقلام جنسی می پرداختند.شاهسونها شتر وقشقاییها گوسفند وبختیاریهااز قاطرهای خود برای پرداخت مالیات استفاده می کردند.بختیاری ها نسبت به هر سه راس مادیان مالیات می پرداختند.ارزش هر مادیان در آن زمان نسبت به وضع اقتصادی بختیاری ها فرق می کرد.سهمیه مردم هفت لنگ از هر سه راس مادیان ۷پا ومردم چهارلنگ۴پابود.از مالیات لنگ دوازده هم یاگذشت می کردند یا از طوایفی که به بختیاری می آمدند پرداخت می کردند.

بعد از انقراض اتابکان صفویان روی کار آمدند صفویان سیاست(تفرقه بینداز وحکومت کن)پیش گرفتند وازنفاق بختیاریها سود بردند.شاه طهماسب یکی از خوانین لرستان بزرگ به نام تاج میر از طایفه استرکی را به عنوان سردار منطقه انتخاب کرد.که خان یاد شده بعدها اعدام شد.جانشین وی میر جهانگیر بختیاری که بعد از وی به حکمرانی رسید.موظف بود که سالانه ده هزار راس قاطر در اختیار خزانه داری صفویان بگذارد .که به منظور روابط حسنه میان درباریان وبختیاریها میر جهانگیر لقب ایل بیگی دریافت نمود.

بعد از مرگ شاه عباس بختیاری ها برای اولین بار در کشمکش های اصفهان شکست سختی ازمحمود افغان خوردند که در این زمان فرمانده بختیاریها حسن خان بختیاری بود که حدود دو هزار نفر از افراد اوکشته شدند.مناطق بختیاری توسط افغانها ویران شد .پاشای موصل وعثمانیها از موقعیت استفاده کردند وهمه مناطق بختیاری را اشغال کردند.(سال ساخت قلعه افغان در خانمیرزا وتل کندر در فلارد وتلی در لردگان )

بعد به قدرت رسیدن نادر شاه بختیاری ها تحت رهبری علی مراد ممیوند(چهارلنگ)به مخالفت با دولت مرکزی پرداختند که نادرشاه در چند ناحیه به بختیاری حمله کرد وعلی مراد خان را اعدام کرد وحدود ده هزار خانوار(هفت لنگ.چهارلنگ)را از این نواحی به تربت جام خراسان تبعید کرد ودر عوض دو هزار خانوار کرد عشایر زنگنه کرمانشاه را به سرزمین بختیاری کوچ داد.وحدود ۴هزار نفر از افرادبختیاری را در قشون خود جای داد که تحت فرماندهی علی صالح وحاتمی خان در حمله قندهار رشادتها کردند که از این خانوارها بعداز مرگ نادر عده زیادی به موطن خود بازگشتند.

بعد از مرگ نادر علی مردان خان چهارلنگ موفق شد که حکمروایی مناطق جنوب غربی را بدست بگیرد.با همکاری کریم خان زند بخشی از حکومت صفویه(شاه اسماعیل سوم)روی کار آمد.که تکیه گاه آخرش تخت طاووس بود.که بعدها اختلاف علی مردان خان وکریم خان زند به قتل خان بختیاری منجر شد.ه وی بخشی از مردمان هفت لنگ را به قم وقسمتی از اهالی چهارلنگ را به فسا تبعید کردوگروگانهای بختیاری در قریه شاه عبدالعظیم نزدیک تهران محبوس شدند.وبعدها بیشتر افراد بختیاری در نزاع بین قاجار وزندیه به طرفداری از زندیه برخاستند.که با استیلای قاجاریه براوضاع خفقان جدیدی بر بختیاری سایه افکنده که بعدها شخصی بنام محمد تقی خان ازطایفه کیومرثی (چهارلنگ)به حکومت بختیاری رسیدوپس از اینکه والی اصفهان معتمدالدوله اورا به قتل رساند حسینقلی خان دورکی(هفت لنگ)قدرت را در دست گرفت.

توسعه قدرت حسینقلی خان هم مانند محمد تقی خان موجب تشویش خاطر شاه وقت وحکومت منطقه شد.ظل سلطان پسر ناصرالدین شاه والی اصفهان در جلسه سالانه اخذ مالیات در پاییز ۱۸۸۲میلادی حسینقلی خان را مسموم کرد.

قتل خان بزرگ موجب شورش در خوزستان وبختیاری شد وتا اواخر سال ۱۸۹۳چهارمحال وناحیه شرقی بختیاری غیر مسکون بود وعشایر وطوایف به روستاییان وکاروانهای که از اصفهان وشهرهای شمالی سفر می کردند شبیخون می زدند.

دوران خان وخان بازی (۱۸۴۶-۱۹۲۵)بود که وجود خانواده وایل نیز به عنوان مرکز قدرت قابل انکار نیست درست است که بختیاری همیشه حکومت خانها را بالای سر خود داشتند ولی باز هم این خانها بودند که با وجود گسترش قدرت خود در مسایل مختلف ایلی به یاری رعایا وزیر دستان خویش نیاز داشتند.

خلاصه با تمام بالا وپاینها خوانین بختیاری به خاطر اهمیت منطقه باج های زیادی از انگلیسیها گرفتند.

درزمان رضا شاه پهلوی (۱۹۲۵-۱۹۷۲)از حمایت انگلیس محروم شدند.وبعد از ناارامیهای بسیار رضا شاه فرمانداری بختیاری را به دست افسری از قزاق سپرد وتعداد زیادی از خوانین بختیاری رابه قتل رساند درسال(۱۹۳۳)

که طبق گفته دیگارد از چهل خانی که به تهران دعوت شده بودند فقط ۱۲نفر برگشتند.پهلوی بعد از استیلا بر بختیاری ایلات را تخته قاپو کرد وبین سالهای (۱۹۲۶-۱۹۲۸)مردمان بختیاری خلع سلاح شدند.وحدود ۱۴هزار اسلحه از ایشان گرفته شد.وجغرافیای اداری بختیاری در سال ۱۹۳۶تغییر کرد واین محل به استانهای اصفهان وخوزستان پیوست.

با کوشش انگلیسیها در سال ۱۹۴۳مرتضی خان به سمت فرمانداری چهارمحال وبختیاری رسید.ودر سال ۱۹۴۹عبدالعظیم احمدی فرماندار شد وبا پشتیبانی بختیاریها از محمد رضا پهلوی در مخالفت با مصدق وایل قشقایی سبب شد که ازدواج ثریا با شاه انجام شود وبا متارکه ثریا با شاه در سال۱۹۵۸ وتبعید تیمور بختیار فرمانده ارتش ورئیس ساواک قرب ومنزلت خانهای بختیاری متزلزل شد.که بعدهازمینه ساز کلانترها شدندکه فکر جانشینی خوانین را می کردند وبالاخره خانها در برنامه اصلاحات ارضی برای همیشه خلع ید شدند